فهرست مطالب
توجه : مطالب وبلاگ در ذیل فهرست درج می شوند و ماهانه فهرست وبلاگ بروز رسانی شده و در قسمت ادامه نوشته قرار می گیرد.
ملاک لذت و شادمانی از نظر اسلام
فقر و ذلت و بیماری در دنیا به خاطر عاق والدین
ملاک لذت و شادمانی از نظر اسلام
فقر و ذلت و بیماری در دنیا به خاطر عاق والدین
آن چيست که خداوند آن را ندارد و در قرآن به آن اشاره شده است؟
خداوند شریک ندارد
سوره مبارکه اسراء آیه 111.
وقل الحمد لله الذی لم یتخذ ولدا ولم یکن له شریک فی الملک ولم یکن له ولی من الذل وکبره تکبیرا
و بگو: «ستایش برای خداوندی است که نه فرزندی برای خود انتخاب کرده، و نه شریکی در حکومت دارد، و نه بخاطر ضعف و ذلّت، (حامی و) سرپرستی برای اوست!» و او را بسیار بزرگ بشمار!(١١١)
اعمال شب پانزدهم:
اوّل: غسل
دوّم: زیارت امام حسین ع
سوم: شش رکعت نماز : در هر رکعت بعد از حمد ، سورههای «یس» و ملک و توحید
چهارم: صد رکعت نماز بخواند، در هر رکعت پس از سوره «حمد» ده مرتبه سوره «توحید»
روز پانزدهم : صدقه دادن
امام، خامنهاى، مکارم : با توجه به این که داروى یاد شده، خوردن و آشامیدن بر آن صدق نمىکند، روزه را باطل نمىکند.۱
وحید: اگر قبل از رسیدن به حلق به صورت هوا در بیاید، روزه را باطل نمىکند.۳
آیتالله سیستانى: اگر دارو را فقط وارد ریه کند روزه را باطل نمىکند و اگر موادى از آن وارد معده مىشود، روزه را باطل مىکند.۴
استعمال شیاف :
امام و رهبری و مکارم : استعمال شیافهایی که برای معالجه است اشکال ندارد و احتیاط واجب آن است که از استعمال شیافهایی که برای تغذیه از این مجری است خودداری نمایند.
سيستانى و وحید: اشكال ندارد.
اماله كردن كه مبطل روزه است ( اگر چه از روی ناچاری و برای معالجه باشد) آنست كه دواى روان يا آب مثلاً از طريق مقعد داخل شكم شود.(تنقیه گفته می شود)
وَ لَقَدْ خَلَقْنَا اَلْإِنْسٰانَ مِنْ صَلْصٰالٍ مِنْ حَمَإٍ مَسْنُونٍ (۲۶)
ما انسان را از گل خشکیده ای که از گل بدبوی (تیره رنگی) گرفته شده بود آفریدیم.
وَ اَلْجَانَّ خَلَقْنٰاهُ مِنْ قَبْلُ مِنْ نٰارِ اَلسَّمُومِ (۲۷)
و جن را پیش از آن از آتش گرم و سوزان خلق کردیم.
وَ إِذْ قٰالَ رَبُّکَ لِلْمَلاٰئِکَةِ إِنِّی خٰالِقٌ بَشَراً مِنْ صَلْصٰالٍ مِنْ حَمَإٍ مَسْنُونٍ (۲۸)
بخاطر بیاور هنگامی که پروردگارت به فرشتگان گفت من بشر را از گل خشکیده ای که از گل بدبویی گرفته شده بود خلق میکنم.
فَإِذٰا سَوَّیْتُهُ وَ نَفَخْتُ فِیهِ مِنْ رُوحِی فَقَعُوا لَهُ سٰاجِدِینَ (۲۹)
هنگامی که کار آن را بپایان رسانیدم و در او از روح خود (یک روح شایسته و بزرگ) دمیدم همگی برای او سجده کنید.
سوال : منظور از "روح خدا" که در انسان دمیده شده چیست؟
همانطور كه در صفات الهی اثبات می شود داشتن جسم و یا هرگونه تركیب دیگر برای خداوند متعال محال است. چرا كه برای موجودی مجرد و بی نیاز مطلق، نوعی نقص به حساب می آید. اما اینكه آیه كریمه روح دمیده شده را به خدای متعال نسبت می دهد فقط برای تكریم و عظمت روح انسانی است كه به اصطلاح ادبیات عرب آن را اضافه تشریفی می خوانند چنانكه در «بیت الله » نمی گوئیم خدای متعال كه زمان و مكان برایش بی معناست خانه ای دارد و آن كعبه است و یا ماه مبارك رمضان كه «ماه خدا» خوانده می شود. همه از این نوع هستند كه برای تكریم و عظمت به خداوند نسبت داده شده اند.
عظمت روح انسانی از این جهت است كه این روح در صعودش توانائی و استعداد رسیدن به بالاترین كمال را دارد و می تواند به عظمتی دست پیدا كند كه هیچ مخلوقی یارای رسیدن به آن مرتبه را نداشته باشد.
در آیة ۸۵ سوره مباركه اسراء : «وَ یَسْئَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّی؛ از تو درباره روح سؤال می كنند بگو روح تحت امر پروردگار من است.»
. در تفسیر عیاشی از محمد بن مسلم از ابی جعفر (امام باقر) ـ علیه السلام ـ روایت كرده است كه گفت: من از حضرت از معنای آیه و نفخت فیه من روحی سؤال كردم فرمود: خداوند روحی را خلق فرموده و از آن در آدم ـ علیه السلام ـ دمید.
۲. در همان كتاب از ابی بصیر از ابی عبدالله ـ علیه السلام ـ روایت كرده است كه در ذیل آیه شریفه و نفخت فیه من روحی... فرمود: خداوند موجودی را خلق كرد و روحی را هم آفرید، آنگاه به فرشته ای دستور داد آن روح را در كالبد بدمد، نه اینكه بعد از نفخ، چیزی از خدای متعال كم شده باشد و این از قدرت خدا است.[۲]
فَسَجَدَ اَلْمَلاٰئِکَةُ کُلُّهُمْ أَجْمَعُونَ (۳۰)
فرشتگان همگی و بدون استثناء سجده کردند.
سوال : مگر سجده به غیر خداوند شرک نیست پس چرا ملائکه به انسان سجده کردند؟
دو وجه گفته شده :
1- فرشتگان برای آدم"سجده پرستش" نکردند، بلکه سجده برای خدا بود ولی بخاطر آفرینش چنین موجود شگرفی سجده کردند
2- یا اینکه سجده برای آدم کردند اما سجده عبادی نبوده بلکه به جهت تعظیم و تکریم ادم بوده
در کتاب"عیون الاخبار"از امام"علی بن موسی الرضا" ع چنین میخوانیم: " کان سجودهم للّٰه تعالی عبودیة، و لادم اکراما و طاعة، لکوننا فی صلبه "! "
سجده فرشتگان پرستش و عبادت خداوند از یک سو، و اکرام و احترام آدم از سوی دیگر بود، چرا که ما در صلب آدم بودیم"! ۲.
توضیح : سجده ملائک بر انسان از باب تعظیم و تکریم بوده چون سجده نهایت خضوع و خشوع را می رساند و در عین حال سجده عبادی برای خدا بوده چون به فرمان خدا بوده لذا اگر خداوند می فرمود رکوع کنید آن ها رکوع می کردند.
إِلاّٰ إِبْلِیسَ أَبیٰ أَنْ یَکُونَ مَعَ اَلسّٰاجِدِینَ (۳۱)
جز ابلیس که ابا کرد از اینکه با سجده کنندگان باشد.
سوال : چرا خداوند ابلیس را از ملائکه استثنا کرد مگر ابلیس از ملائک است؟
ابلیس (به واسطه عبادت چند سالهاش) میان ملائکه و در صف آنها بوده است؛ اما از جنس جن بوده است. در آیات بعدی خداوند می فرماید از صف ملائک بیرون رو
در مورد جنس ملائکه برخی می گویند از جسم لطیف است برخی می گویند مجرد است برخی هم می گویند از هر دو نوع اند.
قٰالَ یٰا إِبْلِیسُ مٰا لَکَ أَلاّٰ تَکُونَ مَعَ اَلسّٰاجِدِینَ (۳۲)
(خداوند) فرمود ای ابلیس چرا با سجده کنندگان نیستی.
قٰالَ لَمْ أَکُنْ لِأَسْجُدَ لِبَشَرٍ خَلَقْتَهُ مِنْ صَلْصٰالٍ مِنْ حَمَإٍ مَسْنُونٍ (۳۳)
گفت من هرگز برای بشری که او را از خاک خشکیده ای که از گل بدبویی گرفته شده است آفریده ای سجده نخواهم کرد!
قٰالَ فَاخْرُجْ مِنْهٰا فَإِنَّکَ رَجِیمٌ (۳۴)
فرمود از صف آنها (فرشتگان) بیرون رو که رانده درگاه مایی.
وَ إِنَّ عَلَیْکَ اَللَّعْنَةَ إِلیٰ یَوْمِ اَلدِّینِ (۳۵)
و لعنت (و دوری از رحمت حق) بر تو خواهد بود تا روز قیامت.
قٰالَ رَبِّ فَأَنْظِرْنِی إِلیٰ یَوْمِ یُبْعَثُونَ (۳۶)
گفت پروردگارا! مرا تا روز رستاخیز مهلت ده (و زنده بگذار).
قٰالَ فَإِنَّکَ مِنَ اَلْمُنْظَرِینَ (۳۷)
فرمود تو از مهلت یافتگانی
إِلیٰ یَوْمِ اَلْوَقْتِ اَلْمَعْلُومِ (۳۸)
(اما نه تا روز رستاخیز بلکه) تا روز و وقت معینی.
اينگونه نيست که شيطان هر درخواستي از خدا مي کرد خداوند مي پذيرفت بلکه اتفاقا برخي درخواست هايي داشت که خداوند نپذيرفت. مثل همین آیه و دو جای دیگر اشاره می شود:
۱- شيطان از خدا خواست به او تا روز قيامت مهلت دهد تا بندگان را گمراه کند اما خداوند به او تا روز معلوم يعني زمان رجعت يا ظهور امام زمان (ع) مهلت داد.
۲- در روايت آمده است که شيطان مجاز ورود به انسان از جهات مختلف شد از بالا از پايين از چپ و از راست اما وقتي خواست وارد قلب انسان شود خداوند اجازه نداد و فرمود قلب بندگانم به خودم اختصاص دارد و جاي تو آنجا نيست.
۳- شیاطين تا زمان بعثت يا ولادت پيامبر گرامي اسلام (ص) به آسمانها بالا مي رفتند از اخبار آينده با خبر مي شدند و به کاهنان (افراد غیب گو و فال گیر) منتقل مي کردند اما بعد از ولادت يا بعث حضرت اين امکان از آنها برداشته شد.(جن آیه 9)
سورههايي كه به نام حيوانات است را ذكر كنيد؟
پنج سوره : بقره، نحل، نمل، عنكبوت، فيل
فضیلت ماه رمضان
شیخ صدوق به سند معتبر، از حضرت رضا علیه السّلام از پدران بزرگوارش، از حضرت امیر المؤمنین علیه السّلام روایت کرده که: روزی رسول خدا صلّی اللّه و علیه و آله برای ما خطبه ای خواند و در آن خطبه فرمود: ای مردم ماه خدا با برکت و رحمت و آمرزش به سوی شما روی آورده، ماهی که نزد خدا بهترین ماه ها، و روزهایش بهترین روزها، و شب هایش بهترین شبها و ساعاتش بهترین ساعت هاست، و آن ماهی است که شما را در آن به سوی میهمانی خدا خوانده اند، و در آن از اهل کرامت خدا شده اید، نفسهای شما در آن ماه پاداش تسبیح، و خواب شما ثواب عبادت، و اعمال شما پذیرفته، و دعاهای شما مستجاب است، از پروردگار خویش با نیّتهای صادقانه و دلهای پاکیزه از گناهان و صفات ناپسند درخواست کنید که به شما برای روزه داشتن در آن و تلاوت قرآن توفیق دهد، همانا بدبخت و بدعاقبت کسی است که در این ماه بزرگ از آمرزش خدا محروم شود. و به گرسنگی و تشنگی در این ماه، تشنگی و گرسنگی روز قیامت را به یاد آرید، به تهیدستان و از کارافتادگان صدقه دهید، پیران خود را تعظیم و به کودکان مهربانی روا دارید، خویشان خود را نوازش کنید و زبانهای خود را از آنچه نباید گفت بازدارید و دیدههای خویش را از آنچه نگاه به آن روا نیست فرو پوشید، و گوشهای خود را از انچه شنیدنش بر شما سزاوار نیست بازدارید، با یتیمان مهربانی کنید، تا بعد از شما با یتیمان شما مهربانی کنند. از گناهان خود به سوی خدا توبه کنید، دستهای خود را در اوقات نماز به دعا بردارید، زیرا وقت نماز بهترین ساعت هاست، حق تعالی در این اوقات به سوی بندگانش به رحمت نظر میکند، به آنان پاسخ میدهد هرگاه او را بخوانند و لبیک میگوید، هرگاه او را ندا دهند اجابت مینماید هرگاه او را بخوانند. ای مردم همانا وجود شما در گرو کرده های شماست پس آن را با آمرزش خواهی از خدا از گرو رها سازید. و پشت شما از گناهان گرانبار است، پس آن را به طولانی ساختن سجدهها سبک کنید، و بدانید حق تعالی به عزّت و جلال خود سوگند یاد کرده، که نمازگزاران و سجده کنندگان در این ماه را عذاب ننماید، و آنان را در قیامت به آتش دوزخ نترساند. ای مردم هرکه از شما روزه دار مؤمنی را در این ماه افطار دهد، برای او نزد خدا ثواب آزاد کردن بنده و آمرزش گناهان پیشین خواهد بود. بعضی از اصحاب گفتند: یا رسول اللّه همه ما توانایی افطار دادن نداریم، فرمود: از آتش دوزخ بپرهیزید به افطار دادن روزه داران، گرچه به نصف دانه خرما، یا به یک جرعه آب باشد، همانا خدا به هرکه به همین مقدار افطاری دهد، این پاداش را میدهد، حتی اگر توانایی بیشتر از این را نداشته باشد!! ای مردم هرکه اخلاق خود را در این ماه نیکو کند، آسان و راحت بر صراط بگذرد روزی که قدمها بر ان بلغزد، و هرکه در این ماه بر به کار گرفتن غلام و کنیز خویش آسان گیرد، خدا در قیامت حساب او را آسان کند، و هرکه در این ماه شرّ خود را از مردم بازدارد، حق تعالی خشم خویش را در قیامت از او بازدارد و هرکه در این ماه یتیم بی پدری را نوازش کند، خدا در قیامت او را گرامی دارد و هرکه در این ماه به خویشان خود صله و احسان کند، خدا در قیامت او را به مهر خود پیوند دهد، و هرکه از خویشان خود احسان را قطع کند، خدا در قیامت رحمت خود را از او بردارد، و هرکه در این ماه نماز مستحب بجا آورد، خدا برای او برات بیزاری از آتش دوزخ ثبت کند. و هرکه در این ماه نماز واجبی را ادا کند، خدا به او پاداش هفتاد نماز واجب را که در ماههای دیگر خوانده شود عطا نماید، و هرکه در این ماه صلوات بسیار بر من فرستد، خدا ترازوی عمل او را سنگین گرداند، در روزی که ترازوهای عمل سبک باشند و هرکه در این ماه یک آیه از قرآن بخواند، پاداش کسی را دارد که در ماههای دیگر ختم قرآن کرده باشد. ای مردم به یقین درهای بهشت در این ماه باز است، از خدا بخواهید که به روی شما نبندد، درهای دوزخ در این ماه بسته است، از خدا درخواست نمایید که به روی شما نگشاید، و شیاطین را در این ماه به زنجیر کشیده اند از خدا بخواهید که آنان را بر شما چیره نسازد تا آخر خبر
شیخ صدوق روایت کرده چون ماه رمضان میرسید رسول خدا صلّی اللّه و علیه و آله هر اسیری را آزاد میکرد و به هر خواهنده ای عطا میفرمود.
همانا در روایت است، که در پایان هر روز از روزهای ماه رمضان خدا در وقت افطار، هزار هزار نفر را از آتش دوزخ آزاد میکند، و چون شب جمعه و روز جمعه شود، در هر ساعتی هزار هزار نفر را از آتش دوزخ میرهاند، که هریک مستوجب عذاب بوده باشند، و در شب و روز آخر ماه، به تعداد آنچه در تمام ماه رها ساخته آزاد میکند،
فَعَنِ الصَّادِقِ علیه السلام أَنَّهُ مَنْ لَمْ یُغْفَرْ لَهُ فِی شَهْرِ رَمَضَانَ لَمْ یُغْفَرْ لَهُ إِلَی قَابِلٍ إِلا أَنْ یَشْهَدَ عَرَفَةَ [۱] و خود را از آنچه خدا حرام کرده و از افطار دادن به چیزهای حرام، حفظ کن و به گونه ای رفتار کن که مولای ما حضرت صادق علیه السّلام وصیت فرموده که: هرگاه روزه هستی باید گوش و چشم و پوست و همه اعضای تو روزه باشند، یعنی از انجام محرّمات بلکه مکروهات دوری کنند و نیر فرمود: گاه روزه تو نباید همانند روز افطار تو باشد، و همچنین فرمود: روزه به همین خودداری از خوردن و آشامیدن تنهاست، بلکه باید در هنگام روزه، زبان خود را از دروغ نگاه دارید، و دیدههای خود را از حرام بپوشانید و با یکدیگر نزاع نکنید، و بر هم حسد نورزید، و غیبت و گفتگوی بی منطق ننمایید، و سوگند دروغ بلکه حتی سوگند راست به زبان نیاورید، و دشنام و ناسزا ندهید، و بی خردی نورزید، و دلتنگ نشوید، و از یاد خدا و نماز غفلت نکنید، و از آنچه نباید گفت خاموش باشید، شکیبا باشید، و سخن به راستی گویید، از اهل شرّ دوری کنید، و از گفتار بد و دروغ و افترا و خصومت با مردم و گمان بد بردن و غیبت و سخن چینی اجتناب کنید و خود را در آستانه آخرت بدانید، و در انتظار فرج و ظهور قائم آب محمّد علیهم السّلام باشید و ثوابهای آخرت را آرزو نمایید، و برای سفر آخرت، اعمال شایسته را توشه برگیرید و بر شما باد به آرامش دل و آرامی تن و خضوع و خشوع و شکستگی و فروتنی، مانند برده ای که از مولای خویش بترسد، و از عذاب خدا هراسان باشید، و به رحمتش امیدوار، و ای روزه دار باید که دلت از عیبها و باطنت از حیلهها و مکرها پاک باشد، و تنت پاکیزه از آلودگیها و از آنچه غیر خداست به سوی خدا بیزاری جو، و ولایت و دوستی خویش را به گاه روزه برای خدا خالص گردان، و از بیان آنچه حق تعالی تو را از آن در آشکار و نهان نهی کرده خاموش باش. و در ایام روزه روح و بدن خویش را به خدای (عزّ و جلّ) ببخش، و دل خویش را برای محبت و یاد او فارغ گردان، و بدن خود را در آنچه خدا تو را به آن امر کرده و فرا خوانده بکارگیر، اگر چنین کنی، آنچه شایسته روزه است انجام داده ای، و فرمان خدا را اطاعت کرده ای، و از آنچه بیان شد آنچه را کم بگذاری، به اندازه آن از فضل و ثواب روزه تو کم میشود، به درستی که پدرم گفت: رسول خدا صلّی اللّه و علیه و آله شنید زنی هنگام روزه، کنیز خویش را دشنام داد، حضرت طعامی خواست و به آن زن گفت: میل کن، عرضه داشت: روزه هستم، فرمود: چگونه روزه ای که کنیز خود را دشنام دادی! روزه تنها ترک خوردن و آشامیدن نیست، همانا حق تعالی روزه را حجابی از انجام کارهای ناشایست، و کردارهای بد، و گفتارهای ناپسند قرار داده، چه بسیارند روزه داران، و چه بسیارند آنان که تحمّل گرسنگی میکنند. حضرت امیر المؤمنین علیه السّلام فرمود: چه بسیار روزه داری که او را از روزه جز تشنگی و گرسنگی بهره ای نیست، و چه بسیار عبادت کننده ای که او را از عبادت سودی جز رنج و زحمت نیست!! ای خوشا خواب زیرکان که بهتر از بیداری و عبادت احمقان میباشد، و خوشا افطار زیرکان که بهتر از روزه داشتن بی خردان است!! از جابر بن یزید از امام باقر علیه السّلام روایت شده که حضرت رسول صلّی اللّه و علیه و آله به جابر بن عبد اللّه فرمود: ای جابر این ماه ماه رمضان است، هرکه روزه بدارد روزش را، و به عبادت بایستد بخشی از شبش را، و شکم و شهوت خویش را از حرام باز دارد، و زبانش را حفظ کند، از گناهانش همچون بیرون رفتن از ماه رمضان بیرون رود. . . جابر گوید: گفتم: یا رسول اللّه چه نیکوست این حدیثی که فرمودی؟ حضرت فرمود: ای جابر چه دشوار است این شرطهایی که گفتم؟! به هر صورت، اعمال این ماه شریف در دو مطلب و یک خاتمه ذکر میشود [۱]
----------
از امام صادق (درود بر او) روایت شده است: هرکه در ماه رمضان مورد مغفرت قرار نگیرد، تا سال آینده قرار نمی گیرد، مگر آنکه برای آمرزیده شدن در عرفه حاضر شود.
اعمال مشترک :
1- دعاهایی که هر روز بعد از هر فریضه مستحب است
2- افضل اعمال : تلاوت قرآن است چون قران در این ماه نازل شده و در روایت آمده که هر چیزی را بهاری است و بهار قران ماه رمضان است. اگر ثواب هر ختم قران را هدیه به چهاده معصوم کند ثوابش چند برابر می شود.
3- دعا و صلوات و استغفار و لااله الا الله بسیار بگوید.
4- در هر شب خواندن هزار مرتبه إنا أنزلناه
5- در هر شب دو رکعت نماز در هر رکعت حمد و توحید سه مرتبه و چون سلام داد دعاها و اذکاری دارد
6- هر شبی نماز مخصوصی دارد
اعمال افطار :
1- مستحب است که بعد از نماز شام افطار کند مگر آنکه ضعف بر او غلبه کرده باشد یا جمعى منتظر و باشند
2- آنکه افطار کند با چیز پاکیزه از حرام و شبهات و بهتر آن است که به خرماى حلال افطار کند تا ثواب نمازش چهار صد برابر گردد و به خرما و آب و به رطب و به لبن و به حلوا و به نبات و به آب گرم به هر کدام که افطار کند نیز خوب است .
3- آنکه در وقت افطار دعاهاى وارده آن را بخواند.
4- : در وقت افطار تصدق کند. وافطار دهد روزه داران را اگر چه به چند دانه خرما یا شربتى آب باشد
واز حضرت رسول صلى الله علیه و آله روایت است که: کسى که افطار دهد روزه دارى را از براى او خواهد بود مثل اجر آن روزه دار بدون آنکه از اجر او چیزى کم شود و هم از براى او خواهد بود مثل آن عمل نیکویى که بجا آورد آن افطار کننده به قوه آن طعام)
اعمال سحرهای ماه رمضان
1- ترک نکند سحری را اگر چه به یک دانه خرماى زبون یا شربت آب باشد و بهترین سحورها سویق یعنى قاوت و خرما است (و وارد شده که: حق تعالى و ملائکه صلوات مىفرستند بر آنها که استغفار مىکنند در سحرها و سحور مىخورند)
2- خواندن سوره قدر
3- دعای ابوحمزه ثمالی و دعاهای دیگر
4- نماز شب
اعمال شب اول :
1- مجامعت با حلال خود کند و این از خصوصیات این ماه است و الا در ماههاى دیگر جماع در شب اول مکروه است
2- غسل
3- زیارت قبر امام حسین ع
4- دو رکعت نماز : در هر رکعت حمد و سوره انعام
اعمال روز اول :
1- غسل
2- نماز اول ماه و صدقه
3- دو رکعت نماز : رکعت اول حمد و سوره فتح و در رکعت دوم حمد و هر سوره که بخواهد
4- دعاهای وارد شده
چند چيز براى روزه دار مكروه است:
1- دوا ريختن به چشم (مثل قطره) و سرمه كشيدن در صورتى كه مزه يا بوى آن به حلق برسد.
2- انجام دادن هر كارى كه مانند خون گرفتن و حمام رفتن باعث ضعف مىشود.
3- بو كردن گياه هاى معطر (عطر منظور نیست)
4- استعمال شياف
5- تر كردن لباسى كه در بدن است.
6- كشيدن دندان و هر كارى كه به واسطه آن از دهان خون بيايد.(مثل مسواک زدنی که لثه خون شود)
7- و نيز مكروه است كارى كند كه شهوت خود را به حركت آورد.(مثل نگاه به نامحرم)
-------------------------
توضیح المسائل مراجع مسئله 1657
شب سیزدهم:
آغاز شبهای بیض [یعنی شبهای روشن و تابناک که عبارتند از شبهای سیزدهم، چهاردهم و پانزدهم ماه] است و در آن سه عمل مستحب است:
اوّل: غسل کردن
دوم: چهار رکعت نماز، در هر رکعت بعد از حمد ، بیست وپنج بار سوره توحید
سوم: دو رکعت نماز، که در اعمال شب سیزدهم رجب و شعبان بیان شد، در هر رکعت پس از «حمد» سورههای «یس» و ملک و «قل هو اللّه احد» را بخواند.
در شب چهاردهم: این نماز خوانده میشود به صورت چهار رکعت با دو سلام
هر که آن را در ایام البیض ماه رمضان بخواند، گناهانش آمرزیده میشود هرچند به تعداد قطرات باران، و برگ درختان، و ریگ بیابان باشد.
وَ أُوحِیَ إِلیٰ نُوحٍ أَنَّهُ لَنْ یُؤْمِنَ مِنْ قَوْمِکَ إِلاّٰ مَنْ قَدْ آمَنَ فَلاٰ تَبْتَئِسْ بِمٰا کٰانُوا یَفْعَلُونَ«۳۶»
(و از جانب ما) به نوح وحی گردید که جز (همان) کسانی که (تاکنون) ایمان آورده اند، (افراد دیگر) از قوم تو هرگز ایمان نمی آورند، پس از کارهایی که میکنند غمگین مباش.
نکته ها: از این آیه استفاده میشود که نفرین حضرت نوح علیه السلام درباره ی قومش که فرمود: «رَبِّ لاٰ تَذَرْ عَلَی الْأَرْضِ مِنَ الْکٰافِرِینَ دَیّٰاراً»
پرودگارا! احدی از کفّار را بر زمین باقی مگذار، بر اساس اطلاعی بود که خداوند طبق این آیه مبارکه به او داده بود.
رهبران و مبلّغان دینی نباید انتظار داشته باشند همه ی مردم پاسخ مثبت به آنان بدهند.
وَ اصْنَعِ الْفُلْکَ بِأَعْیُنِنٰا وَ وَحْیِنٰا وَ لاٰ تُخٰاطِبْنِی فِی الَّذِینَ ظَلَمُوا إِنَّهُمْ مُغْرَقُونَ«۳۷»
و (اکنون) زیر نظر ما و طبق دستور و الهام ما کشتی بساز و درباره ی کسانی که ستم کرده اند با من سخن مگوی که آنان غرق شدنی هستند.
وَ یَصْنَعُ الْفُلْکَ وَ کُلَّمٰا مَرَّ عَلَیْهِ مَلَأٌ مِنْ قَوْمِهِ سَخِرُوا مِنْهُ قٰالَ إِنْ تَسْخَرُوا مِنّٰا فَإِنّٰا نَسْخَرُ مِنْکُمْ کَمٰا تَسْخَرُونَ«۳۸»
و نوح (به فرمان الهی) مشغول ساختن کشتی شد. (امّا) هر زمان که اشراف قومش بر او میگذشتند، او را مسخره میکردند. (او) گفت: اگر شما ما را مسخره کنید، ما (نیز) قطعاً همین گونه شما را مسخره خواهیم کرد.
نکته ها:
از تمسخر دشمنان، سستی به خود راه ندهیم که پیامبران نیز مورد تمسخر قرار میگرفتند. وقتی حضرت نوح مشغول ساختن کشتی شد، یکی میگفت: پیامبریش نگرفت، دست به نجّاری زد! دیگری میگفت: در وسط خشکی کشتی میسازی، دریا از کجا میآورد؟
امام صادق علیه السلام فرمود: حضرت نوح علیه السلام کشتی خود را در مدّت هشتاد سال ساخت. [۱] و محلّ ساخت کشتی، مسجد کوفه [۲] وطول کشتی حدود ۴۰۰ متر وعرض آن حدود ۴۰ متر بوده است.
اگر حکمت کاری (به خصوص کار انبیا) را نفهمیدیم، آن را مسخره نکنیم.
به خاطر فشار وحرف مردم، از اصلاحات و زمینه سازی برای آیندگان غفلت نکنیم.
در برابر استهزای دشمنان خود را نبازیم، بلکه عکس العمل نشان دهیم. «إِنْ تَسْخَرُوا مِنّٰا فَإِنّٰا نَسْخَرُ مِنْکُمْ»
فَسَوْفَ تَعْلَمُونَ مَنْ یَأْتِیهِ عَذٰابٌ یُخْزِیهِ وَ یَحِلُّ عَلَیْهِ عَذٰابٌ مُقِیمٌ«۳۹»
پس بزودی خواهید دانست که مجازاتِ خوارکننده به سراغ چه کسی خواهد آمد و عذاب جاودانه دامن چه کسی را خواهد گرفت.
نکته ها: به گفته ی تفسیر المیزان، مراد از «عَذٰابٌ یُخْزِیهِ»، غرق در دنیا و مراد از «عَذٰابٌ مُقِیمٌ»، عذاب قیامت است.
حَتّٰی إِذٰا جٰاءَ أَمْرُنٰا وَ فٰارَ التَّنُّورُ قُلْنَا احْمِلْ فِیهٰا مِنْ کُلٍّ زَوْجَیْنِ اثْنَیْنِ وَ أَهْلَکَ إِلاّٰ مَنْ سَبَقَ عَلَیْهِ الْقَوْلُ وَ مَنْ آمَنَ وَ مٰا آمَنَ مَعَهُ إِلاّٰ قَلِیلٌ«۴۰»
(کفر و استهزا ادامه داشت) تا زمانی که قهر ما آمد و تنور فوران کرد. ما (به نوح) گفتیم که از هر زوج (حیوان و موجود زنده) یک جفت (نر و ماده) در آن (کشتی) سوار کن، و (همچنین) خانواده ی خودت را، جز (همسر و یکی ازفرزندان و) کسانی که قبلاً در مورد آنها قول (عذاب) داده شده بود. و (نیز سوار کن) افرادی را که ایمان آورده اند، (امّا) جز گروه کمی، کسی همراه او ایمان نیاورده بود.
نکته ها: مراد از«تنور»در آیه، همان تنور فارسی است و مراد از فوران آب از تنور، یا شدّت قهر الهی است که حتّیٰ از تنوری که محل آتش است، آب جوشید و یا مُراد، تنور مخصوصی است که جوشیدن آب از آن، نشانه ی شروع عذاب الهی بوده است.
[۱] طبق برخی روایات، حضرت نوح علیه السلام علاوه بر حیوانات، درختان را نیز با خود به کشتی برده است، [۲] که این مطلب با توجّه به اینکه زوجیّت و نر و ماده بودن مخصوص حیوانات نیست، با آیه سازگار است که «مِنْ کُلٍّ زَوْجَیْنِ اثْنَیْنِ» یعنی از هر موجودی یک جفت. البتّه در روایتی میخوانیم که مراد از «مِنْ کُلٍّ زَوْجَیْنِ اثْنَیْنِ» این است که از هر نر و مادّه ای دو زوج (یعنی نر ومادّه ی اهلی و نر ومادّه ی وحشی) سوار کشتی کن. [۳] به گفته ی تفسیر روح المعانی، حضرت نوح علیه السلام چهار پسر داشت: کنعان که هلاک شد، سام پدر عرب، حام پدر سودان و یافِث پدر ترکان بوده اند. در روایتی آمده است که نوح دختری داشت مؤمنه که همراه حضرت سوار بر کشتی شد.
در حدیث آمده است که وقتی خداوند خواست قوم نوح را عذاب کند، تا چهل سال زنان را عقیم کرد تا فرزندی تولّد پیدا نکند.
در روایتی مراد از«قلیل»را هشتاد نفر دانسته که به نوح ایمان آوردند.
وَ قٰالَ ارْکَبُوا فِیهٰا بِسْمِ اللّٰهِ مَجْرٰاهٰا وَ مُرْسٰاهٰا إِنَّ رَبِّی لَغَفُورٌ رَحِیمٌ«۴۱»
و (نوح به مسافران کشتی) گفت: بر آن سوار شوید که حرکت و توقّفش با نام خداست. همانا پروردگار من آمرزنده و مهربان است.
شروع هر کار با نام خداوند، رمز توکّل و استمداد و رنگ الهی دادن به آن کار است. «ارْکَبُوا فِیهٰا بِسْمِ اللّٰهِ»
حرکت و توقّف، هر دو باید با استمداد از خدا باشد. «بِسْمِ اللّٰهِ مَجْرٰاهٰا وَ مُرْسٰاهٰا»
وَ هِیَ تَجْرِی بِهِمْ فِی مَوْجٍ کَالْجِبٰالِ وَ نٰادیٰ نُوحٌ ابْنَهُ وَ کٰانَ فِی مَعْزِلٍ یٰا بُنَیَّ ارْکَبْ مَعَنٰا وَ لاٰ تَکُنْ مَعَ الْکٰافِرِینَ«۴۲»
و آن (کشتی) آنها را از لابلای امواجی همچون کوه پیش میبرد. (در این هنگام) نوح، فرزندش را که در گوشه ای قرار داشت صدا زد (وگفت: ) ای پسرم! (ایمان بیاور و) با ما سوار شو و با کافران مباش.
نکته ها:
ظاهراً گفتگوی حضرت نوح با فرزندش قبل از حرکت کشتی بوده است، زیرا بعد از حرکت، آنهم در میان امواجی همچون کوه، امکان سوار شدن وجود ندارد.
سؤال: چرا نوح فقط فرزند خود را به سوار شدن دعوت کرد؟
پاسخ: اوّلاً: انسان نسبت به فرزند خود وظیفه ی سنگین تری دارد. ثانیاً: چون فرزند به کناری رفته بود، نوح گمان کرد پشیمان شده و آمادگی پذیرش حقّ در او پدیدار گشته است. و ممکن است هشداری باشد به دیگران که عذاب جدّی است، چون فرزندش را دعوت به رهایی میکند.
حضرت نوح در روز ورودش به کشتی، روزه گرفت و به یاران خود نیز دستور روزه داد و فرمود: روزه گرفتن رمز نجات از خطرات است.
همنشینی با کافران، حتّی پسر پیامبر را نیز از آئین حقّ جدا میسازد. «لاٰ تَکُنْ مَعَ الْکٰافِرِینَ» سعدی در این باره میگوید: پسر نوح با بدان بنشست خاندان نبوّتش گم شد
سالم بودن خانواده به تنهایی کافی نیست، محیط کفرآلود مایه ی بسیاری از انحرافات میشود. «لاٰ تَکُنْ مَعَ الْکٰافِرِینَ»
قٰالَ سَآوِی إِلیٰ جَبَلٍ یَعْصِمُنِی مِنَ الْمٰاءِ قٰالَ لاٰ عٰاصِمَ الْیَوْمَ مِنْ أَمْرِ اللّٰهِ إِلاّٰ مَنْ رَحِمَ وَ حٰالَ بَیْنَهُمَا الْمَوْجُ فَکٰانَ مِنَ الْمُغْرَقِینَ«۴۳»
(پسر نوح) گفت: بزودی به کوهی پناه میبرم تا مرا از آب حفظ کند. (نوح) گفت: امروز جز (برای افراد مؤمن) و کسانی که مورد رحم قرار گرفته اند، هیچ حافظ (و پناهگاهی) در مقابل قهر الهی نیست. (در این هنگام) موجی میان آن دو جدایی انداخت و او (پسر نوح) غرق گردید.
نکته ها: امام صادق علیه السلام فرمودند: در ماجرای حضرت نوح علیه السلام، به جز خانه ی خدا کعبه، آب تمام دنیا را فراگرفت.
در خطرات و مشکلات، موحّد به خدا و مشرک به کوه پناه میبرد.
وَ قِیلَ یٰا أَرْضُ ابْلَعِی مٰاءَکِ وَ یٰا سَمٰاءُ أَقْلِعِی وَ غِیضَ الْمٰاءُ وَ قُضِیَ الْأَمْرُ وَ اسْتَوَتْ عَلَی الْجُودِیِّ وَ قِیلَ بُعْداً لِلْقَوْمِ الظّٰالِمِینَ«۴۴»
و (بعد از آنکه طوفان و آب همه جا را فرا گرفت) گفته شد: ای زمین! آبت را فرو بَر، و ای آسمان! (از باریدن) بایست. (بدین ترتیب) آب فرو نشست و کار (قهر الهی) پایان پذیرفت و (کشتی) بر (دامنه کوهِ) جودی پهلو گرفت و (در این هنگام) گفته شد که (رحمت خدا از) قوم ستمگر دور باد!
در روایات آمده است که کشتی نوح شش ماه بر آب بود و سرزمین مکّه و حجاز را سِیر کرد تا سرانجام به فرمان خداوند آب فرونشست.
و امام صادق علیه السلام فرمود: روزی که کشتی نوح بر کوه نشست، روز نوروز بود.
وَ نٰادیٰ نُوحٌ رَبَّهُ فَقٰالَ رَبِّ إِنَّ ابْنِی مِنْ أَهْلِی وَ إِنَّ وَعْدَکَ الْحَقُّ وَ أَنْتَ أَحْکَمُ الْحٰاکِمِینَ«۴۵» پس نوح پروردگارش را ندا داد و گفت: پروردگارا! همانا پسرم از خاندان من است و البتّه وعده ی تو (درباره ی نجات خاندانم، ) حقّ است و تو بهترین داورانی.
قٰالَ یٰا نُوحُ إِنَّهُ لَیْسَ مِنْ أَهْلِکَ إِنَّهُ عَمَلٌ غَیْرُ صٰالِحٍ فَلاٰ تَسْئَلْنِ مٰا لَیْسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ إِنِّی أَعِظُکَ أَنْ تَکُونَ مِنَ الْجٰاهِلِینَ«۴۶»
(خداوند در پاسخ) فرمود: ای نوح! او (در واقع) از خاندان تو (و نبوّت) نیست، او (دارای) عمل ناشایستی است، پس چیزی را که به آن علم نداری از من مخواه، همانا من تو را موعظه میکنم که (مبادا) از جاهلان باشی.
نکته ها: مراد از «فَلاٰ تَسْئَلْنِ» در مورد پیامبر معصوم، آن نیست که سؤالی واقع شده بود، زیرا حضرت نوح در آیه ی بعد میفرماید: «إِنِّی أَعُوذُ بِکَ أَنْ أَسْئَلَکَ مٰا لَیْسَ لِی بِهِ عِلْمٌ»، بلکه منظور آن است که مبادا سؤال کنی! البتّه مطلبی که برای نوح پیش آمد، این بود که خیال میکرد فرزندش اهل است و خداوند به او فرمود: او از اهل تو نیست. روایات بسیاری از پیامبر و ائمه علیهم السلام به ما رسیده است که با این عبارت آغاز میشود: «لیس منّا»یعنی از ما نیست، که به نمونه ای از آنها اشاره میشود: [۱] پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند: «مَن غَشّ مسلماً فلیس منّا»هرکس به مسلمانی خیانت کند، از ما نیست. در روایت دیگری فرمودند: «مَن اکرمه الناس اتّقاء شرّه فلیس منّی»آن کس که مردم او را از روی ترس احترام بگذارند، از من نیست.در حدیثی دیگر آن حضرت فرمودند: «مَن اصبح و لم یهتمّ بامور المسلمین فلیس بِمسلم»هر کس که هر صبح در فکر خدمت به مسلمین نباشد، مسلمان نیست.
سؤال: در آیه ی ۱۰ سوره ی تحریم در مورد همسر نوح و لوط میخوانیم: «خانتا»خیانت کردند، و در اینجا خداوند میفرماید: ای نوح! فرزند تو از اهل تو نیست، آیا از این دو آیه، زنازاده بودن فرزند نوح استفاده نمی شود؟
پاسخ: اوّلاً: مراد از خیانتِ زن نوح، افشای اسرار و کمک به کفّار است، نه امر دیگر.
ثانیاً: این آیه دلیل اهل نبودنِ پسر نوح را عملِ غیر صالحِ فرزند میداند، نه چیز دیگر.
قٰالَ رَبِّ إِنِّی أَعُوذُ بِکَ أَنْ أَسْئَلَکَ مٰا لَیْسَ لِی بِهِ عِلْمٌ وَ إِلاّٰ تَغْفِرْ لِی وَ تَرْحَمْنِی أَکُنْ مِنَ الْخٰاسِرِینَ«۴۷» (نوح) گفت: پروردگارا! به تو پناه میبرم از اینکه چیزی را که به (خیر و شرّ) آن آگاهی ندارم، از تو درخواست کنم و اگر تو (این خواسته را) بر من نبخشایی و بر من ترحّم ننمایی، از زیانکاران خواهم بود.
قِیلَ یٰا نُوحُ اهْبِطْ بِسَلاٰمٍ مِنّٰا وَ بَرَکٰاتٍ عَلَیْکَ وَ عَلیٰ أُمَمٍ مِمَّنْ مَعَکَ وَ أُمَمٌ سَنُمَتِّعُهُمْ ثُمَّ یَمَسُّهُمْ مِنّٰا عَذٰابٌ أَلِیمٌ«۴۸»
به نوح خطاب شد: (اینک) با سلامی از جانب ما و برکاتی برتو و بر تمام امّتهایی که با تو هستند، فرود آی، و بزودی امّتهایی (از نسل همین نجات یافتگان) را از نعمتها برخوردار خواهیم ساخت، (امّا) سپس (به خاطر غفلت و کفر و گناه، ) عذابی دردناک از طرف ما به آنان خواهد رسید.
نکته ها: دستور«هبوط»، هم درباره ی حضرت آدم علیه السلام و هم در مورد حضرت نوح علیه السلام آمده و به دنبال آن، مردم به دو دسته ی مؤمن و کافر تقسیم شده اند. منظور از«امّت هایی»که با نوح بودند، یا هر نفر از همراهان آن حضرت است که بعدها سر سلسله قبیله ای شدند و یا اینکه مراد، هر کدام از مؤمنانی است که سوار کشتی شده و از یک قبیله ای بودند.
پیام ها: ۱-زندگانی پس از آن سیل فراگیر، با دوخطر عمده روبرو بود، یکی آلودگیها و تلاقی بودن زمین که با کلمه ی «بِسَلاٰمٍ» و وعده ی سلامتی بر طرف شد و دیگر نابودی انواع گیاهان که با وعده برکات تأمین گردید. «بِسَلاٰمٍ مِنّٰا وَ بَرَکٰاتٍ عَلَیْکَ»
۲-اگر چه خداوند در مواردی موعظه میکند، هشدار میدهد و یا حتّی فرزند بی دین را در مقابل چشمان پدر غرق میسازد، امّا در جای خود، سلام و برکات خویش را نیز نثار میکند. «بِسَلاٰمٍ مِنّٰا وَ بَرَکٰاتٍ عَلَیْکَ»
۳-آنچه مؤمن از نعمتهای الهی دریافت میکند، سلامت و برکت است، ولی دریافت کافر از نعمتها جنبه ی متاع بودن آن است، پس هر متاع و کامیابی، نعمت و برکت نیست، بلکه نعمت، آن دریافتی است که عاقبت خوب هم داشته باشد. «بِسَلاٰمٍ مِنّٰا وَ بَرَکٰاتٍ»
۴-خداوند متاع دنیا را از کفّار دریغ نمی کند. «سَنُمَتِّعُهُمْ ثُمَّ یَمَسُّهُمْ»
۵-این سنّت خداوندی است که ابتدا نعمت و مهلت میدهد، سپس به پاداش یا کیفر میرساند. «سَنُمَتِّعُهُمْ ثُمَّ یَمَسُّهُمْ»
۶-مهر و قهر، هر دو از اوست. بِسَلاٰمٍ مِنّٰا... یَمَسُّهُمْ مِنّٰا
۷-خداوند نوح را به پدید آمدن جامعهها و امّتهایی کافر، از نسل مؤمنانی که سوار کشتی شدند، خبر داد. «وَ أُمَمٌ سَنُمَتِّعُهُمْ ثُمَّ یَمَسُّهُمْ مِنّٰا عَذٰابٌ أَلِیمٌ» تِلْکَ مِنْ أَنْبٰاءِ الْغَیْبِ نُوحِیهٰا إِلَیْکَ مٰا کُنْتَ تَعْلَمُهٰا أَنْتَ وَ لاٰ قَوْمُکَ مِنْ قَبْلِ هٰذٰا فَاصْبِرْ إِنَّ الْعاقِبَةَ لِلْمُتَّقِینَ«۴۹» (ای پیامبر! ) اینها از اخبار غیبی است که ما آنها را به تو وحی میکنیم (و) پیش از این نه تو و نه قوم تو از آنها خبری نداشتید، پس (تو نیز مانند نوح) صبر کن که همانا عاقبت (پیروزی)، برای متّقین است. نکته ها: داستان حضرت نوح علیه السلام در ۶ سوره از قرآن کریم آمده است، اعراف، هود، مؤمنون، شعرا، قمر، نوح که مفصّل ترین آنها در همین سوره (هود) است. سیمای نوح علیه السلام در قرآن اشاره سیمای نوح علیه السلام در قرآن [۱] با اینکه نام حضرت نوح علیه السلام ۴۰ مرتبه در قرآن آمده، امّا از محلّ تولّد، مسکن، شغل، وفات و محل دفن او چیزی نیامده است. زیرا آنچه برای ما درس و بهره است، همان رفتار و برخوردهای اوست.
----------
رت نوح، حضرت هود مبعوث شد. سرگذشت این پیامبر الهی، در آیات ۶۵ تا ۷۲ از سوره ی اعراف نیز آمده است. از آنجا که هود علیه السلام از قبیله ی عاد بود، لذا در آیه از او به «أَخٰاهُمْ» «برادرِ عاد»تعبیر شده است. همین که زمان وفات نوح علیه السلام فرا رسید، به یارانش فرمود: بعد از من دوران غیبتی خواهد بود که در آن طاغوتها پدید میآیند و خداوند توسط قائمی از نسل من که نام او هود است، ص: ۷۱ فریبکار ونه مُسیطر وحاکم. «أَخٰاهُمْ» ۴-دعوت به توحید، سرلوحه ی وظایف انبیاست. «یٰا قَوْمِ اعْبُدُوا اللّٰهَ» ۵-توحید عملی، براساس توحید اعتقادی است. اُعْبُدُوا اللّٰهَ... مٰا لَکُمْ مِنْ إِلٰهٍ غَیْرُهُ ۶-شرک به خدا، خیال، وَهم و تهمتی بیش نیست. «إِنْ أَنْتُمْ إِلاّٰ مُفْتَرُونَ» یٰا قَوْمِ لاٰ أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِنْ أَجْرِیَ إِلاّٰ عَلَی الَّذِی فَطَرَنِی أَ فَلاٰ تَعْقِلُونَ«۵۱» (هود گفت: ) ای قوم من! من از شما در برابر رسالتم پاداشی درخواست نمی کنم، پاداش من نیست مگر بر عهده آن کس که مرا آفریده است، پس آیا تعقّل نمی کنید؟! نکته ها: از آنجا که بارها در قرآن پاداش نخواستن و بی توقّعی انبیا علیهم السلام از مردم مطرح شده است، معلوم میشود که امور مادّی از بزرگ ترین موانع گرایش مردم به حقّ است. ص: ۷۲ پیام ها: ۱-انبیا هدف مادّی ندارند، هدف آنها از کارشان، جلب رضایت خداوند است. إِنْ أَجْرِیَ إِلاّٰ عَلَی الَّذِی... (خداوند خود به انبیا اجر میدهد) ۲-اخلاص، از شروط اساسی موفّقیّت در تبلیغ است. «إِنْ أَجْرِیَ إِلاّٰ عَلَی الَّذِی فَطَرَنِی» ۳-توجّه به خالقیّت خداوند، زمینه ی اخلاص است. «عَلَی الَّذِی فَطَرَنِی» ۴-تعقّل، ما را به تبعیّت از انبیا و پیروی از وحی راهنمایی میکند. (عقل، ضدّ وحی نیست، بلکه زمینه ساز پذیرش وحی است) «أَ فَلاٰ تَعْقِلُونَ» ۵-برای کسی که به فکر دنیا و منافع آن نیست، چه دلیل وجود دارد که این همه خود را به زحمت بیندازد؟! «أَ فَلاٰ تَعْقِلُونَ» وَ یٰا قَوْمِ اسْتَغْفِرُوا رَبَّکُمْ ثُمَّ تُوبُوا إِلَیْهِ یُرْسِلِ السَّمٰاءَ عَلَیْکُمْ مِدْرٰاراً وَ یَزِدْکُمْ قُوَّةً إِلیٰ قُوَّتِکُمْ وَ لاٰ تَتَوَلَّوْا مُجْرِمِینَ«۵۲»
----------
تِلْکَ مِنْ أَنْبٰاءِ الْغَیْبِ نُوحِیهٰا إِلَیْکَ مٰا کُنْتَ تَعْلَمُهٰا أَنْتَ وَ لاٰ قَوْمُکَ مِنْ قَبْلِ هٰذٰا فَاصْبِرْ إِنَّ الْعاقِبَةَ لِلْمُتَّقِینَ«۴۹» (ای پیامبر! ) اینها از اخبار غیبی است که ما آنها را به تو وحی میکنیم (و) پیش از این نه تو و نه قوم تو از آنها خبری نداشتید، پس (تو نیز مانند نوح) صبر کن که همانا عاقبت (پیروزی)، برای متّقین است. نکته ها: داستان حضرت نوح علیه السلام در ۶ سوره از قرآن کریم آمده است، اعراف، هود، مؤمنون، شعرا، قمر، نوح که مفصّل ترین آنها در همین سوره (هود) است. سیمای نوح علیه السلام در قرآن اشاره سیمای نوح علیه السلام در قرآن [۱] با اینکه نام حضرت نوح علیه السلام ۴۰ مرتبه در قرآن آمده، امّا از محلّ تولّد، مسکن، شغل، وفات و محل دفن او چیزی نیامده است. زیرا آنچه برای ما درس و بهره است، همان رفتار و برخوردهای اوست. او اوّلین پیامبر اولوالعزم است که رسالت جهانی و کتاب و شریعت داشت. بعثت این پیامبر اولوالعزم، بعد از حضرت آدم و به هنگام شیوع شرک و بت پرستی و ظلم بوده و برنامه ی او را توحید، نماز، امر به معروف و نهی از منکر، عدالت و صدق و وفا تشکیل میداده است. مدّت رسالت آن حضرت، ۹۵۰ سال بوده است، وقتی در پایان، خداوند به او فرمود: کسی به رسالت تو ایمان نخواهد آورد، مأیوس شد و نفرین کرد و در نتیجه، حتّی زن و فرزندش که در راه او نبودند، به همراه کفّار غرق شدند. حضرت نوح علیه السلام، که به پدر دوّم بشر شهرت گرفته، خداوند او را به پیامبری برگزیده، إِنَّ اللّٰهَ اصْطَفیٰ آدَمَ وَ نُوحاً... عَلَی الْعٰالَمِینَ [۲] و در میان جهانیان بر او سلام فرستاده است. «سَلاٰمٌ عَلیٰ نُوحٍ فِی الْعٰالَمِینَ» [۳] ص: ۶۹ داستان حضرت نوح علیه السلام با تفاوتهایی در تورات نیز آمده است. کتبِ کلدانیان، هندیان، چینی ها، یونانیان و پارسیان، طوفان نوح را قهر خداوند به سبب ظلم و فساد مردم دانسته اند. در اوستا، کتاب مقدّس زردشتیان نیز خطر طوفانی عالمگیر که به واسطه آن همه ی مردم غرق میشوند مطرح است، بدین صورت که به جمشید وحی میشود که حائطی عظیم بساز و همه ی مردان و زنان صالح و از هر حیوان یک جفت را در آن قرار بده. رسالت حضرت نوح علیه السلام جهانی بوده است، چون زمین بدون حجّت نمی شود و غرق شدن همه ی کفّار با نفرین حضرت نوح علیه السلام که فرمود: «رَبِّ لاٰ تَذَرْ عَلَی الْأَرْضِ مِنَ الْکٰافِرِینَ دَیّٰاراً» [۱] شاهد بر آن است و از طرفی اگر رسالت آن حضرت منطقه ای و سیل هم در همان محدوده بوده، دیگر به سوار کردن یک جفت از هر حیوانی نیازی نبوده است، در حالی که این کار برای حفظ نسل حیوانات در کره ی زمین انجام گردیده است. [۲] سرگذشت حضرت نوح علیه السلام؛تاریخی هزار ساله است، که داستان یک سیل عالمگیر، ماجرای انقراض یک نسل و آغاز جامعه ای نوین، تابلویی از پیروزی حقّ بر باطل، جلوه ای از مستجاب شدن نفرین پیامبر، نمونه ای از قطع رابطه ی پدر و پسر به خاطر مکتب، آیتی از تسلیم هستی در برابر فرمان خداوند، حفظ نسل حیوانات و کشتی سازی دور از دریا را در خود جای داده است. این داستان نشان میدهد که گاه انسان به حدّی سقوط میکند که موعظه ی انبیا علیهم السلام هم در او کارساز نمی شود، بلکه به پیروان آنها نسبتِ اراذل میدهد و در برابر قهر الهی به کوه پناه میبرد! پیام ها: اشاره ۱-قرآن بهترین منبع برای آشنایی با تاریخ بشر است. تِلْکَ... ۲-بسیاری از بخشهای تاریخ، برای انسان پنهان مانده که یکی از آنها تاریخ ص: ۷۰ حضرت نوح است. «تِلْکَ مِنْ أَنْبٰاءِ الْغَیْبِ» ۳-پیامبر اسلام ومردم، جز از طریق وحی راهی برای آشنایی با تاریخ نوح علیه السلام نداشتند. «تِلْکَ مِنْ أَنْبٰاءِ الْغَیْبِ نُوحِیهٰا إِلَیْکَ» ۴-سالم ترین و مفیدترین اخبار تاریخی را باید از طریق وحی دریافت کرد، زیرا از سرچشمه ی علمِ بی نهایتی است که هیچ گونه حادثه، فشار و غفلتی در ناقل آن وجود ندارد. «أَنْبٰاءِ الْغَیْبِ نُوحِیهٰا إِلَیْکَ» ۵-میزان علم غیب انبیا علیهم السلام به همان مقداری است که خداوند در اختیار آنان قرار داده است. «أَنْبٰاءِ الْغَیْبِ نُوحِیهٰا إِلَیْکَ» ۶-تاریخ وسرگذشت انبیای قبل، بهترین تسلّی برای رهبران بعد است. «فَاصْبِرْ» ۷-صبر و تقوی هر دو لازم و شرط پیروزی است. «فَاصْبِرْ إِنَّ الْعاقِبَةَ لِلْمُتَّقِینَ، » به جای«فاصبر انّ العاقبة للصابرین» ۸-سر انجام، حقّ پیروز و باطل رفتنی است. «إِنَّ الْعاقِبَةَ لِلْمُتَّقِینَ» وَ إِلیٰ عٰادٍ أَخٰاهُمْ هُوداً قٰالَ یٰا قَوْمِ اعْبُدُوا اللّٰهَ مٰا لَکُمْ مِنْ إِلٰهٍ غَیْرُهُ إِنْ أَنْتُمْ إِلاّٰ مُفْتَرُونَ«۵۰» و به سوی قوم عاد، برادرشان هود (را فرستادیم، او به مردم) گفت: ای قوم من! (تنها) خدا را بپرستید که هیچ معبودی جز او برای شما نیست. (شما در پرستش بتها به خطا میروید و) شما جز اهل افترا و تهمت نیستید. نکته ها: پس از حض
پس اهل هیچ شهری (به موقع) ایمان نیاورد که (ایمانش به او) سود بخشد؟ مگر قوم یونس (که وقتی در آخرین لحظه ایمان آوردند، ) ما عذاب خوار کننده را در زندگی دنیا از آنان برطرف کردیم و تا مدّتی بهره مندشان ساختیم.
نکته ها:
1- با اینکه در این سوره، تاریخ حضرت نوح و موسی به تفصیل بیان شده، امّا داستان توبه ی قوم یونس در نصف آیه و با اشاره آمده است، ولی نام این سوره را سوره یونس نهاده اند، شاید به خاطر حسّاسیّت و اهمیّت کار قوم یونس باشد که در آخرین لحظهها توبه کردند و خداوند توبه ی آنان را پذیرفت.
2- امام صادق علیه السلام فرمود: حضرت یونس علیه السلام از سی سالگی تا ۶۳ سالگی تبلیغ کرد، تنها دو نفر به او ایمان آوردند. حضرت، مردم را نفرین کرد و از میان آنان رفت. یکی از آن دو مؤمن که حکیمی دانا بود، با دیدن نفرین پیامبر و رفتنش از آن منطقه، بر بلندی رفت و با فریاد به مردم هشدار داد. مردمِ متأثّر شده و با راهنمایی او از شهر بیرون رفتند و میان خود و فرزندانشان فاصله انداختند و به درگاه خدا ناله و توبه کردند تا بخشوده شدند. یونس علیه السلام چون برگشت، دید که آن قوم هلاک نشده اند، سبب را پرسید، ماجرا را برایش شرح دادند.
وَ مٰا یُؤْمِنُ أَکْثَرُهُمْ بِاللّٰهِ إِلاّٰ وَ هُمْ مُشْرِکُونَ«۱۰۶»
وبیشترشان به خداوند ایمان نمی آورند، جز اینکه (با او چیزی را) شریک میگیرند. (و ایمانشان خالص نیست)
نکته ها:
امام رضا علیه السلام فرمودند: شرک در این آیه به معنای کفر و بت پرستی نیست، بلکه مراد توجّه به غیر خداوند است.
امام صادق ع : شرک در انسان، از حرکت مورچه سیاه در شب تاریک بر سنگ سیاه، مخفی تر است.
امام باقر ع : مردم در عبادت موحد هستند، ولی در اطاعت از غیر خدا گرفتار شرک میشوند. [۳]
ودر روایات دیگری میخوانیم که مراد از شرک در این آیه، شرک نعمت است. مثل اینکه انسان بگوید فلانی کار مرا سرو سامان داد، اگر فلانی نبود نابود شده بودم و امثال آن.
از آیه استفاده می شود که ایمان، مراتبی دارد و ایمان خالص که هیچ گونه شرکی در آن نباشد کم است.
رسول خدا به اصحاب فرمودند : خطرناکترین چیزی که از آن بر شما میترسم، شرک اصغر است اصحاب گفتند شرک اصغر چیست ای رسول خدا؟ فرمود: ریاکاری، روز قیامت هنگامی که مردم با اعمال خود در پیشگاه خدا حاضر میشوند، پروردگار با آنها که در دنیا ریا کردند میفرماید: به سراغ کسانی که به خاطر آنها ریا کردید بروید، ببینید پاداشی نزد آنها مییابید؟
خداوند در قرآن به چه ميوههايي قسم ياد كرده است؟
انجير و زيتون در سوره تين آیه 1 والتین و الزیتون
آیا آب در دهان کردن به قصد خنک شدن دهان و بیرون ریختن آن، روزه را باطل میکند؟
خیر، اما کراهت دارد (مشهور).
………………ّ…
اگر کسی مضمضه کند و آب بیاختیار فرو رود، حکم روزهاش چیست؟
الف. اگر بهقصد خنکشدن مضمضه کرده است:
باید قضای آن را بگیرد و دادن کفاره واجب نیست ( امام ، وحید، سیستانی، مکارم و رهبر)
ب. اگر بیجهت مضمضه کرده است:
باید قضا کند و دادن کفاره واجب نیست ( امام ، وحید، مکارم و رهبری)
واجب نیست (سیستانی)
ج. اگر برای وضو مضمضه کرده است:
قضا واجب نیست (امام، رهبر و سیستانی، مکارم)
اگر برای وضوی نماز واجب باشد، قضا ندارد و اگر برای وضوی غیر نماز واجب، بنا بر احتیاط واجب، قضا کند و دادن کفاره واجب نیست (وحید)
خلاصه برای مردم : به قصد وضو : مشهور اشکال ندارد
به قصد غیر وضو مثل خنک شدن یا بی جهت : مشهور قضا واجب اما کفاره ندارد.
اقای سیستانی و اقای وحید نظراتشون در بعضی موارد فرق دارد.که مقلدینشون به رساله رجوع کنند.
وَ مٰا مِنْ دَابَّهٍ فِی الْأَرْضِ إِلاّٰ عَلَی اللّٰهِ رِزْقُهٰا
و هیچ جنبنده ای در زمین نیست،مگر آنکه روزی او بر خداست
نکات :
1- «رزق»به معنای بخشش همیشگی است،چه مادّی و چه معنوی،و لذا در دعا می خوانیم:
الّلهم ارزقنی...قلباً خاشعاً...و لساناً ذاکراً...و علماً نافعا (1)
2- خداوند روزی دادن همه موجودات را بر خود واجب کرده است. پس رزقی که خداوند می دهد از هر جهت مناسب با موجودات است،چه از لحاظ کمی چه کیفی مثلاً کودک در شکم مادر یه نوع غذا دارد به یک مقداری تا آنکه پس از تولّد تبدیل به شیری گوارا می شود (هم نوعش و هم مقدارش تغییر می کند)و الاّ انسان با چه قدرتی می توانست به نوزاد در رحمِ مادر غذا برساند و یا نوزاد چگونه می توانست غذای خود را بدست آورد. «وَ کَأَیِّنْ مِنْ دَابَّهٍ لاٰ تَحْمِلُ رِزْقَهَا اللّٰهُ یَرْزُقُهٰا» عنکبوت 60
چه بسا جنبندهای که قدرت حمل روزی خود را ندارد، خداوند او و شما را روزی میدهد.
چه اون موجودی ک در اعماق 700 متری که هیچ نوری وجود ندارد،پرندگان هوایی و صحرایی و حشراتی که در اعماق زمین هستند و همه ی موجودات ریز و درشت با ویژگی های گوناگون و نیازهای بسیار متنوّع
3- مراد آیه آن نیست که در گوشه ای بنشینیم و منتظر نزول غذای آسمانی باشیم،بلکه حضرت علی علیه السلام در وصیّت به فرزندش امام حسن می فرماید:رزق دوگونه است:نوعی از آن را باید با تلاش و کوشش بدست آوری و نوعی دیگر خود به سراغ تو می آید. (3)(مثل نور،باران وهوا در طبیعت و هوش،حافظه واستعداد در انسان)
پس قسمتی از روزی ما متناسب با کار و تلاش ما داده می شود ،لیس للانسان الا ما سعی
لذا همه ی پیشوایان دینی ما کار می کرده اند از چوپانی گرفته تا خیاطی و زره بافی و کشاورزی.
4- درباره ی روزی،نه حرص بورزیم و نه بترسیم. لازم نیست برای کسب روزی به هر وسیله ای متوسل بشیم و هر ظلم و جنایتی بکنیم تا روزی بیشتری بدست اوریم بلکه خداوند به اینجور افراد هشدار داده که بی جهت حرص نزنید خودتون رو هم بکشید روزیتون مشخصه .بلکه از راه مشروع و حلال کسب روزی کنیم و گمان نکنیم که از این راه زندگی ما تامین نمی شود.
وَ یَعْلَمُ مُسْتَقَرَّهٰا وَ مُسْتَوْدَعَهٰا
و او قرارگاه دائمی و جایگاه موقّت او را می داند.
هر جا بروند روزی آن ها را می دهیم .تصور نشود که خداوند تنها به جنبندگانی که در جایگاه اصلی قرار دارند روزی می بخشد .از حیوانات غول پیکر دریایی گرفته که دائما در حال حرکتند و قرارگاه دائمی ندارند تا جنبندگان بسیار کوچکی که به زحمت به چشم دیده می شوندو جایگاه ثابت دارند.
کُلٌّ فِی کِتٰابٍ مُبِینٍ«6»
همه در کتاب آشکاری ثبت است.(لوح محفوظ علم خدا)
کتاب آشکار اشاره به مرحله ای از علم وسیع خداوند دارد که گاهی به لوح محفوظ تعبیر می شود.
ممکن است این تعبیر اشاره به این باشد که هیچکس نباید برای به دست آوردن روزی خود کمترین نگرانی به خویش راه دهد،و تصور کند ممکن است در گرفتن سهم خویش،به اصطلاح،از قلم بیفتد.
وَ هُوَ الَّذِی خَلَقَ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضَ فِی سِتَّةِ أَیّٰامٍ
او کسی است که آسمانها و زمین را در شش روز (دوران یا مرحله) آفرید
نکات :
1- مراد از شش روز در آیه، شش مرحله و دوران است. زیرا در ابتدای آفرینش، خورشیدی نبود تا شب و روزی باشد.
2- گرچه قدرت الهی میتواند همه چیز را در یک لحظه بیافریند، ولی حکمت الهی اقتضا میکند که آفرینش تدریجی باشد
وَ کٰانَ عَرْشُهُ عَلَی الْمٰاءِ
و عرش (حکومت) او بر آب قرار داشت.
آب، قبل از آسمانها و زمین وجود داشته است.
لِیَبْلُوَکُمْ أَیُّکُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً
تا شما را بیازماید که کدام یک نیکوکارترید (هدف از آفرینش همه ی موجودات، رشد معنوی واختیاری انسان بوده )
نکات :
1- جهان، برای انسان آفریده شده است. چون فرمود آسمان و... را خلق کرد تا انسان را آزمایش کند.
2-سؤال: در آیات دیگر، خداوند هدف از خلقت را امور دیگری بیان فرموده ؟
پاسخ: آیات قرآن مراحلی را برای هدف خلقت انسان بیان کرده است:
الف: آفرینش برای آزمایش است. «لِیَبْلُوَکُمْ»
ب: آزمایش، برای جدا کردن خوبان از بدان است. «لِیَمِیزَ اللّٰهُ الْخَبِیثَ مِنَ الطَّیِّبِ»
ج: جدا کردن خوبان از بدان، برای جزا و کیفرِ متناسب است. «لِتُجْزیٰ کُلُّ نَفْسٍ بِمٰا کَسَبَتْ»
د: جزا و کیفرِ متناسب، برای عمل به وعده بوده است. «وَعْداً عَلَیْنٰا»
3- سوال : خداوند که علم به عمل انسان دارد پس آزمایش برای چیست ؟
حضرت علی علیه السلام فرمود: آزمایش خداوند برای دانستن نیست، بلکه آزمایش او برای بروز عکس العمل از انسان است، تا اگر عملش خوب بود، پاداش گیرد و اگر بد بود، کیفر بیند.
4- منظور از حسن عمل : امام صادق علیه السلام : حُسن عمل، یعنی عملِ همراه علم، اخلاص و تقوی، نه عمل زیاد.(پس کیفیّت عمل مهم است، نه کمیّت آن)
وَ لَئِنْ قُلْتَ إِنَّکُمْ مَبْعُوثُونَ مِنْ بَعْدِ الْمَوْتِ لَیَقُولَنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا إِنْ هٰذٰا إِلاّٰ سِحْرٌ مُبِینٌ«۷»
و اگر بگویی که شما پس از مرگ زنده خواهید شد، همانا کفّار خواهند گفت: این نیست مگر سحری آشکار.
منکرین معاد، برهان ندارند و فقط تهمت میزنند.