حضرت امام رضا (عليه السلام) فرمودند :

« الْقَنَاعَةُ تَجْتَمِعُ إِلَى صِیَانَةِ النَّفْسِ وَ عِزِّ الْقَدْرِ »

قناعت همنشین کرامت و سربلندی است.

—------------------------------------

بزرگی در مسجدی رفت كه دو ركعت نماز بخواند. در آن مسجد كودكان درس می‌خواندند و وقت نان خوردن كودكان بود. دو كودک نزدیكش نشسته بودند : یكی پسر ثروتمندی بود و دیگری پسر فقیری. در زنبیل پسر ثروتمند پاره ای حلوا بود و در زنبیل پسر فقیر نان خشک. پسر فقیر از او حلوا میخواست.

آن كودك می‌گفت : اگر خواهی كه پاره ای حلوا به تو دهم، سگ من باش و چون سگان بانگ كن.
آن بیچاره بانگ سگ كرد و پسر ثروتمند پاره ای حلوا بدو می‌داد. باز دیگر باره بانگ میكرد و پاره ای دیگر می‌گرفت. همچنین بانگ می‌كرد و حلوا می‌گرفت.

شیخ در آنان می‌نگریست و می‌گریست. كسی از او پرسید : ای شیخ تو را چه رسیده است كه گریان شده ای؟
شیخ گفت : نگاه كنید كه طمعكاری به مردم چه رسانَد؟
اگر آن كودک بدان نان تهی قناعت می‌كرد و طمع از حلوای او برمی‌داشت، سگ همچون خویشتنی نمی‌شد.

شاید حکایت این روزهای زندگیهای شخصی و اداری ماو خرج تراشیدنها و حلواخواستنهایی که برای عزت و آبرویمان خیلی پر هزینه است و برای خوردن این حلوا باید کارهایی بکنیم و به کسانی رو بیاندازیم که وجدانمان هم ناراحت است.....حتما میشود به تکه نانی قانع بود و به شکم خیره وعده دیگری داد... .